بازگشت شاخص به زیر مرز روانی، انتظارات بورس را تغییر داد
اقتصادسنج| کارشناسان معتقدند بازار سرمایه ذاتا بازاری است که بر پایه تحلیل، چشمانداز سودآوری شرکتها و انتظارات اقتصادی حرکت میکند؛ اما تجربه بورس تهران بارها نشان داده است در دورههای افزایش ریسکهای سیاسی و امنیتی، این قواعد موقتا تغییر میکند. در چنین شرایطی، دیگر صورتهای مالی، نسبتهای ارزشگذاری و حتی چشمانداز سودآوری شرکتها، تعیینکننده اصلی رفتار سرمایهگذاران نیستند؛ بلکه «ریسک» به مهمترین متغیر تصمیمگیری تبدیل میشود. در این راستا، معاملات هفته گذشته نمونه روشنی از همین واقعیت بود. جایی که تشدید تنشهای منطقهای و افزایش نااطمینانی نسبت به آینده، فضای احتیاط را بر تالار شیشهای حاکم کرد و بسیاری از سرمایهگذاران ترجیح دادند به جای پذیرش ریسک، بخشی از داراییهای خود را نقد کنند یا دستکم خریدهای جدید را به تعویق بیندازند. نتیجه چنین رفتاری هم، افزایش فشار فروش، افت شاخصها و خروج قابل توجه سرمایه حقیقی از بازار سهام بود.
در این میان، شاید مهمتر از افت شاخص کل، از دست رفتن مرز روانی پنج میلیون واحد باشد؛ هر چند که بازارهای مالی تنها با اعداد و ارقام اداره نمیشوند؛ و سطوح قیمتی مهم، نقش قابل توجهی در شکلدهی به انتظارات معاملهگران دارند. در این راستا عبور شاخص از یک کانال تاریخی معمولا اعتماد و خوشبینی ایجاد میکند و بازگشت به زیر همان سطح، پیام متفاوتی به فعالان بازار سرمایه میدهد؛ پیامی که میتواند بر تصمیمات سرمایهگذاران حتی بیش از واقعیتهای اقتصادی اثر بگذارد.
با این حال، نباید هر اصلاحی را به معنای تغییر روند بلندمدت این بازار تعبیر کرد. هر چند آنچه امروز بورس را تحت فشار قرار داده، بیش از آنکه به عملکرد شرکتها مربوط باشد، نتیجه افزایش ریسکهای سیستماتیک است؛ ریسکهایی که خارج از کنترل بنگاههای اقتصادی شکل میگیرند و کل بازار سهام و سهامدارانش را به یک اندازه تحت تاثیر قرار میدهند. به همین دلیل، در چنین مقاطعی حتی شرکتهایی با صورتهای مالی مطلوب و چشمانداز سودآوری مناسب نیز ممکن است با فشار فروش مواجه شوند.
از سوی دیگر، خروج سرمایه حقیقی را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد؛ چرا که در فضای نااطمینانی، بسیاری از سرمایهگذاران بیش از آنکه به دنبال کسب بازدهی باشند، حفظ سرمایه را در اولویت قرار میدهند. این رفتار اگرچه در کوتاهمدت به کاهش تقاضا و افت قیمتها منجر میشود، اما الزاما به معنای خروج دائمی سرمایه از بورس نیست. تجربه نشان داده است که با کاهش ریسکهای سیاسی و بازگشت ثبات، همین نقدینگی میتواند دوباره به سمت بازار سهام حرکت کند.
واقعیت این است که بورس، امروز بیش از هر زمان دیگری به «اعتماد» نیاز دارد. اعتماد نیز صرفا با رشد شاخص ایجاد نمیشود، بلکه حاصل کاهش نااطمینانی، ثبات در فضای تصمیمگیری و قابل پیشبینی شدن متغیرهای سیاسی و اقتصادی است. بنابراین تا زمانی که این شرایط فراهم نشود، طبیعی است که معاملهگران محافظهکارانه عمل کنند و بازار بیش از آنکه به اخبار اقتصادی واکنش نشان دهد، چشم به تحولات سیاسی بدوزد.
شاید مهمترین درس روزهای اخیر این باشد که در اقتصاد ایران، ریسکهای سیستماتیک همچنان مهمترین متغیر اثرگذار بر بازار سرمایه هستند. از این رو، هر زمان وزن این ریسکها افزایش یابد، تحلیل بنیادی موقتا به حاشیه میرود و احتیاط جایگزین ریسکپذیری میشود؛ وضعیتی که نهتنها بر شاخصها، بلکه بر رفتار سرمایهگذاران و جریان نقدینگی نیز اثر مستقیم میگذارد.
بدون نظر! اولین نفر باشید