نفت در مسیر صعود، طلا در مسیر نزول/ دو روایت متفاوت از بحران هرمز
اقتصادسنج| مدرن دیپلماسی با انتشار یادداشتی نوشت: آخر هفته گذشته، آمریکا و ایران برای نخستین بار در شش ماه گذشته مستقیما در تنگه هرمز درگیر شدند. فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) سه شناور ایرانی، از جمله یک نفتکش در نزدیکی جزیره خارک، را هدف قرار داد.
دریاسالار برد کوپر، فرمانده نیروهای دریایی آمریکا در خلیج فارس، همزمان مدعی شد: «اگر به دو کشتی ما شلیک کنید، ما هزینه اقتصادی بیشتری به شما تحمیل خواهیم کرد؛ سه کشتی شما را از بین خواهیم برد».
اما سپاه پاسداران ایران در پاسخ، یک ناو هواپیمابر و یک ناوشکن آمریکایی را هدف موشکهای بالستیک خود قرار داد، سپس سه نفتکش دیگر هدف قرار گرفت.
همزمان با این تحولات بهای نفت برنت روز دوشنبه به ۹۷.۱۹ دلار به ازای هر بشکه رسید؛ بالاترین سطح در شش هفته گذشته و حدود ۳۸ درصد بیشتر از سطح پایه نزدیک به ۷۰ دلاری که پیش از آغاز این بحران در ماه فوریه وجود داشت.
دو بازار، دو روایت
این وبگاه در ادامه آورد: سازوکار بازارها در این شرایط از مسیر دو بازار پیش میرود که برخلاف معمول، پیامهای متفاوتی ارسال میکنند.
بازار نفت در حال قیمتگذاری ریسک فیزیکی عرضه است. افزایش قیمت برنت به بالاترین سطح شش هفتهای و رشد قیمت گازوئیل در خردهفروشی آمریکا به میزان ۵.۸۵ دلار به ازای هر گالن رکود داشته چرا که بازار واقعیت بحران را در نظر گرفته؛ بحرانی که صادرات نفت ایران از طریق ناوگان سایه را مختل و برای نخستین بار نیروهای دریایی آمریکا را وارد درگیری مستقیم با سپاه پاسداران در خلیج فارس کرده است.
اما طلا ــ که معمولا در چنین شرایطی بهعنوان دارایی امن مورد توجه قرار میگیرد ــ برخلاف انتظار عمل کرد و حدود ۰.۷ درصد کاهش یافت و به حدود ۴۴۰۲ دلار به ازای هر اونس رسید.
همزمان، بازده اوراق خزانه ۱۰ ساله آمریکا به ۴.۷۹ درصد افزایش یافت؛ یعنی نزدیک به ۲۰ واحد پایه افزایش در همین ماه.
دلیل این رفتار بازار، گزارش اشتغال ماه اوت آمریکا در روز جمعه بود:
۱۶۲ هزار شغل جدید ایجاد شد؛ رقمی بیش از سه برابر پیشبینی ۵۳ هزار نفری بازار.
این دادهها بار دیگر احتمال افزایش نرخ بهره در نشست ۱۵ و ۱۶ سپتامبر فدرال رزرو را تقویت کرد؛ در حالی که بازارها تا روز چهارشنبه، پس از اظهارات کریستوفر والر، عضو هیاتمدیره فدرال رزرو، بیشتر روی کاهش نرخ بهره حساب میکردند.
والر گفته بود فدرال رزرو ممکن است برای حفظ نرخهای فعلی آماده باشد.
برندگان و بازندگان بحران نفتی
اکسونموبیل، شورون و دیگر شرکتهای بزرگ نفتی که از نفت خلیج فارس استفاده می کنند، از افزایش حاشیه سود ناشی از رشد «حق ریسک ژئوپلیتیک» بهره میبرند.
همچنین عربستان سعودی و امارات متحده عربی در موقعیت مطلوبی قرار گرفتهاند. این دو کشور در همین ماه روند لغو کاهش داوطلبانه تولید اوپکپلاس را تکمیل کردند و اکنون میتوانند از ظرفیت مازاد تولید خود بهعنوان ابزاری برای کنترل بازار استفاده کنند.
آنها همزمان از افزایش قیمت نفت سود میبرند و خود را بهعنوان تنها بازیگرانی معرفی میکنند که توانایی واقعی برای آرام کردن بازار را دارند.
در طرف مقابل، پالایشگاههای آسیایی در ژاپن، هند و کره جنوبی قرار دارند؛ کشورهایی که پیشتر نفت ارزانتر ایران را از طریق همان ناوگان سایهای خریداری میکردند که اکنون آمریکا آن را هدف قرار داده است.
علاوه بر این مصرفکنندگان آمریکایی و شرکتهای حملونقل که باید هزینه گازوئیل بیسابقه را در اقتصادی تحمل کنند جزو بازندگان هستند؛ همان هایی که فدرال رزرو همزمان تلاش دارد هزینه هایشان را کاهش دهد..
در نهایت می توان گفت این بحران آزمونی است برای اینکه مشخص شود آیا بازارها میتوانند یک رویارویی نظامی را که عمدتا از طریق نفتکشها و حملات موشکی ناموفق جریان دارد، محدود و قابل کنترل تلقی کنند یا نه.
تا اینجا پاسخ بازارها مثبت بوده است.
کاهش قیمت طلا نشان میدهد سرمایهگذاران این اتفاق را بیشتر یک شوک عرضه در بازار انرژی میدانند، نه یک بحران فراگیر که موجب فرار سرمایه به داراییهای امن شود.
این موضوع خود پیامی مهم برای تهران، واشنگتن و پایتختهای خلیج فارس دارد: درگیری نظامی در مهمترین گذرگاه انرژی جهان، بهتنهایی برای برهم زدن کامل روایت بازار درباره نرخهای بهره و سیاست پولی کافی نیست.
این وضعیت به آمریکا فضای بیشتری برای افزایش فشار میدهد، بدون آنکه لزوما باعث وحشت گسترده در بازارهای مالی شود؛ و در عین حال انگیزه واشنگتن برای یافتن مسیر خروج از بحران را کاهش خواهد داد.
همچنین این شرایط اهرم قدرت واقعی در اختیار تولیدکنندگان خلیج فارس قرار میدهد.
عربستان سعودی و امارات، درست در زمانی که ریسکهای ژئوپلیتیک قیمت نفت را بالا بردهاند، تولید خود را افزایش دادهاند و اکنون میتوانند خود را به واشنگتن و پکن بهعنوان بازیگران ضروری برای تثبیت بازار معرفی کنند؛ نوعی قدرت دولتی که نه از طریق ناو جنگی، بلکه از طریق سهمیه تولید اعمال میشود.
این بحران همچنین کار فدرال رزرو را پیچیدهتر میکند؛ زیرا یک شوک ژئوپلیتیک اکنون وارد تصمیمی شده که پیشتر عمدتا بر دادههای بازار کار متمرکز بود.
همه این اتفاقات در شرایطی رخ میدهد که کاخ سفید همزمان باید بحران دیگری در اوکراین را مدیریت کند؛ آزمونی برای اینکه یک دولت تا چه اندازه میتواند همزمان چند بحران سیاست خارجی را تحت نظر داشته باشد.
بدون نظر! اولین نفر باشید